X
تبلیغات
مدیریت، اقتصاد و زندگی
دلم حوس یه لیوان چای داغ کرده با یه دوست ! امااااا...

رضا عسکری ساری

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در چهارشنبه 1391/04/14 و ساعت 19:58
خرید دین و پرداخت فوری وجه


طرح خرید دین :

خدمتی جدید و استثنایی در پرداخت فوری پول !!!

به موجب این طرح شرکت تامین مالی ماهان سیلک اسناد تجاری (چک)بنگاه های اقتصادی (شرکتها ، مراکز تولیدی ، فروشگاه ها و...) که مدت دار بوده و ناشی از انجام یک معامله واقعی می باشند را تنزیل (خریداری) و وجه آنرا به حساب صاحبان بنگاه نقدا واریز می نماید.

  آیا تا کنون یک روزه تسهیلات مالی بدون ضامن گرفته اید ؟؟؟!

شماره تلفن :   93   الی  5337190  -  (0361)

تلفکس : 5337176    و    5331400  -  (0361)

حسابدار     :   09103610030

مدیر مالی   :   09103610040

 وکیل          :   09103610050 

مدیر دفتر     :   09133610426

مدیر عامل     :   09122200109 

رضا عسگری ساری


برچسب‌ها: خرید دین, وام بدون ضامن, پرداخت فوری پول

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در دوشنبه 1392/06/11 و ساعت 13:49
ضرورت تشکیل شرکتهای تامین مالی !!!

ضرورت تشکیل شرکتهای تامین مالی :

چرا شرکت تامین مالی باید وجود داشته باشد ؟!

همواره در طول تاریخ افرادی خلاق  ، نوآور ، کارآفرین و ریسک پذیر با طرح های اقتصادی موجه وجود داشته اند که سرمایه شروع به کار نداشته اند و در مقابل افرادی دارای وجوه نقد بوده اند که کاملا محافظه کار و ریسک گریز بوده اند و تمایلی به فعالیت اقتصادی و رود به بازار کار را نداشته اند .

در این بین شرکتهای تامین مالی به عنوان پلی مابین آنها عمل می کنند . اطمینان و امنیت را که یکی از ملاکهای حسن کارکرد بازار تامین مالی است برای طرفین ایجاد و نا اطمینانی و نا امنی که انگیزه معامله را می کاهد و رویه محافظه کاری و احتیاط را تقویت می کند برای سرمایه گذار از بین می برد. و اطلاعات کاملی از منابع موجود مالی و اشخاصی که پول مازاد دارند و افرادی که نیازمند وجوه برای سرمایه گذاری هستند ارائه می دهد.

از جمله دیگر مزایای وجود شرکتهای تامین مالی به این شرح است :

الف : مزایایی برای سرمایه گذار

1.      1- ریسک و عدم اطمینان در سرمایه گذاری و خطر سوخت شدن پول را از بین می برد.

2.      2-  دور بازگشت سرمایه به سرمایه گذار دقیقا طبق نظر او تعیین می شود.

3.      3- حذف هزینه عقد قراردادها ، وکیل ، استعلامات ، رهن وثائق ، مالیات و مشاوره برای طرفین.

4.      4- ارائه مشاوره حقوقی و شرعی بدون اخذ وجه جهت انجام مبادلات به نحوی که شامل حال معاملات ربوی نگردد.

ب : مزایای سرمایه پذیر

1.      1- تامین مالی اجبار برای پذیرش شریک جدید یا افزایش سهامداران را برای اشخاصی که تمایل به جذب شریک برای ادامه فعالیت ندارند را ازبین می برد.

2.      2- با تامین مالی به راحتی می توان تطبیق بین سر رسید بدهی ها و وصولی ها ایجاد نمود.

3.      3- تغییر و تمدید موعد بدهی ها

4.      4- شرایط توافقی برای بازپرداخت (بلند مدت ، کوتاه مدت) و (اقساطی یا یکجا و یا...) ، دقیقا برعکس بانک ها که شرایط تحمیلی بازپرداخت و نحوه پرداخت تسهیلات را خودشان تعیین می کنند.

5.      ارائه مشاوره اقتصادی ، مدیریتی ، حقوقی ، سرمایه گذاری ، تحلیل و پیش بینی بازارهای آتیرتا پایان قرارداد.

6.     5-  سهولت و سرعت در پرداخت تسهیلات بدون سقف چنانکه مانند بانک ها نیازی به سپرده گذاری ، مصوبه ، مجوز ، و... ندارد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در دوشنبه 1392/06/11 و ساعت 13:39
تحلیل و بررسی مبانی فقهی و شرعی عقود مالی اسلامی :

تحلیل و بررسی مبانی فقهی و شرعی  عقود مالی اسلامی :

چگونه فرد مومنی که نیازمند پول است می تواند نیاز مالی خود را به نحوی که شامل حال معاملات ربوی نگردد تامین کند ؟!!!

اسلام برای اینکه مومن نیازمندی بتواند از پول دیگران استفاده کند و شخص قرض دهنده فرصت درآمد پولی خود را از دست ندهد راهکارهایی (حیل شرعیه) مشخص نموده است که به شرح عقود 16 گانه مالی اسلامی می باشد.

(حیل شرعیه) : حیل در عربی به معنی راهکار و چاره جویی می باشد دقیقا برعکس معنی آن در فارسی که به عنوان مکرو حیله و دقل بازی به کار می رود از جمله بیع عینه (بیع نقد و نسیه ) به این ترتیب که طلبکار برای وصول طلب خود از فردی که توان پرداخت بدهیش را ندارد کالایی را نسیه به او می فروشد و به بهای کمتر آن را نقدی خریداری می کند. و این در حالی است که گاهی مشاهده شده است بعضی از عوام از این روش به عنوان کلاه شرعی نام برده وآن را نفی کرده اند حال آنکه مراجع و علمای شیعیان این روش ها را روش صحیح شرعی در تامین منابع مالی برشمرده اند

 شرح عقود اسلامی  : 

خرید دین : خريد دين قراردادي است که به موجب آن شخص ثالثي دين مدت‌دار بدهکار(چک مدت دار) را به کمتر از مبلغ اسمي آن به صورت نقدي از داين خريداري ميکند . 
لیزینگ : (اجاره به شرط تملیک ) تسهیلات اجاره به شرط تملیک عقدی است که در آن شرط شود مستاجر در پایان مدت اجاره در صورت عمل به شرایط مندرج در قرارداد عین مستاجره را مالک شود  .  

فروش اقساطی : جهت تامین سرمایه در گردش واحد های تولیدی و وسایل تولید ، ماشین آلات ، تاسیسات و املاک ومستغلات ، عبارت است از واگذاری عین به بهای معلوم به غیر، به ترتیبی که تمام یا قسمتی از بهای مزبوربه اقساط مساوی و یا غیر مساوی در سررسید های معین دریافت گردد .  سرمایه گذاری مستقیم : عبارت است از پرداخت وجه نقد در حال حاضربه امید به دست آوردن ارزش مشخصی در زمان آینده ، به عبارتی سرمایه گذار در حال حاضر، ارزش مشخصی را فدا می كند تا در قبال آن در آینده ارزش خاصی كه مورد نظرش است بدست آورد .

مشارکت مدنی : مشارکت مدنی عبارت است از درآمیختن سهم الشرکه نقدی و یا غیر نقدی متعلق به اشخاص حقیقی یاحقوقی متعدد به نحو مشاع برای انجام کارهای انتفاعی (تولیدی ، بازرگانی و خدماتی ) به مدت محدود، طبق قرارداد .
مشارکت حقوقی : قراردادی است که طی آن سرمایه گذار قسمتی از سرمایه شرکتهای سهامی جدید را تأمین و یا قسمتی از سهام شرکتهای سهامی موجود را خریداری می کند .
مضاربه : قراردادي است كه به موجب آن يكي از طرفين ( مالك)عهده دار تامين سرمايه (نقدي) ميگردد با قيد اين مطلب كه طرف ديگر(عامل) با آن تجارت كرده و در سود حاصله هر دوطرف ، شريك باشند .  
معاملات سلف : معامله سلف عبارت است از پيش خريد نقدي محصولات واحدهاي توليدي به قيمت معين
جعاله : در لغت به معناي مزدي است كه در برابر انجام كاري قرار داده ميشود   .                        
مزارعه و مساقات  : مزارعه را می‌توان یکی از روشهای تامین نیازهای مالی کوتاه مدت در بخش کشاورزی دانست
استصناع : خرید چیزی است به قیمت معین که طبق ویژگی های مورد توافق در زمان آینده ساخته یا احداث می شود .
مرابحه : مرابحه از نظر لغوي به معني توافق دوطرفه براي سود يك معامله است ، به عنوان يك تكنيك مالي مشتري از سرمایه گذار درخواست مي‌كند كه يك كالاي مشخص را براي وي خريداري كند و سرمایه گذار با اعلام ميزان سود علاوه بر هزينه خريد به مشتري اين كار را انجام مي‌دهد .


برچسب‌ها: عقود مالی اسلامی, عقود 16 گانه مالی اسلامی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در دوشنبه 1392/06/11 و ساعت 13:25
تامین مالی ، سرمایه گذاری ، واسطه گری مالی

شرکت تامین مالی چیست ؟!

 شرکت تامین مالی : یک نهاد پولی است که بین عامل هایی  دارای کسری و مازاد وجوه  یک کانال  پولی برقرار می کند تا پول از واحد های دارای مازاد نقدینگی به سمت واحد های دارای کسری نقدینگی هدایت شود .

واسطه گری مالی : مشارکت دادن صاحبان سرمایه با عامل یا عوامل اقتصادی از طریق عقود مالی اسلامی می باشد. این عقود امکان تامین مالی برای بنگاه ها و موسسات تولیدی و تجاری را در بخشهای مختلف صنعت ، کشاورزی ، بازرگانی و خدمات مهیا می سازد.

شرکت سرمایه گذاری :  این شرکت با توجه به نقدینگی بالایی که دارد خود به صورت مستقیم در پروژه ها ، بورس و... سرمایه گذاری نقدی می کند و الزاما کار واسطه گری مالی انجام نمی دهد.

واسطه های مالی و شرکتهای سرمایه گذاری نقش حیاتی در گرد هم آوردن عامل هایی با مازاد وجوه و خواهان قرض دادن و عامل هایی با کمبود وجوه مورد نیاز و خواهان قرض گرفتن دارند.

شرکت تامین مالی در نقش نهاد سپرده پذیر: سپرد ه های افراد را جذب می کند با این شرط که به آنها با نرخ مشخصی طی عقود مالی اسلامی سود می دهد و از طرفی این وجوه را با نرخ بالاتری به متقاضیان سرمایه وام می دهد یا به بصورت مشارکتی با آنها سرمایه گذاری می کند.

   مثال :

 

بعد از ایده به وجود آمدن یک پروژه ، نخستین بررسی که می تواند در واقعی شدن تصویر ذهنی ازآن پروژه نقش اصلی را داشته باشد فکر کردن در مورد چگونگی تامین مالی آن پروژه و بررسی مزایای روش های تامین مالی برای هر چه بهتر انجام شدن پروژه است .

 

تصور کنید زمینی مناسب و با موقعیت مکانی عالی برای تبدیل شدن به یک مجتمع تجاری اداری با یک فروشگاه بزرگ به 300 میلیارد ریال منابع نیاز دارد راهکار شما به عنوان شرکت مالک زمین برای تامین این منابع چیست ؟

آیا اساسا امکان تامین مالی در این مقیاس برای شما وجود دارد ؟برای تامین مالی از سیستم بانکی چه برآورد زمانی  وجود دارد ؟ آیا وثائق کافی موجود است ؟ با چه کسی وارد مشارکت شویم ؟همه این سوالات در ذهن مدیران متقاضی برای ساخت پروژ ه های  ساختمانی روزانه در حال  گذرهستند .

شرکت سرمایه گذاری ماهان سیلک با تامین منابع مالی روش مناسبی را به شما پیشنهاد می کند که پاسخ به این سوالات را به نحوه  شایسته ای در خود داشته باشد !

 


برچسب‌ها: تامین مالی, تامین سرمایه, سرمایه گذاری, پول, وام

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در دوشنبه 1392/06/11 و ساعت 13:14
وصیت نامه رضا عسگری

                                                                                                                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

                                               وصیت نامه عهدی                                         

    

موصی : رضا عسگری ساری فرزند غلامحسین نام مادر فرزانه به شماره شناسنامه 8 صادره از کاشان کد ملی      9-329015-126 متولد  28/6/1360  ساکن : کاشان - خیابان امیر کبیر – کوچه سیلک 21 – نبش حر ششم .

با اقرار به وحدانیت حضرت احدیت و خاتمیت نبوت حضرت محمد (ص) و ولایت حضرت علی ابن ابی طالب (ع) و یازده فرزند آن بزرگوار و اقرار به تمام ماجاء به النبی صلی الله علیه و آله و سلم و در کمال صحت و سلامت عقل و شعور و شمول توفیقات ربانی و تائیدات سبحانی بر خود به اقرار ضمن رضایت کامل و شکر گزاری از الطاف الهی وصیت می کنم که :

وصی : غلام حسین عسگری ساری فرزند رضا ش ش 21 صادره از کاشان و عطیه میری شب کمک حسابدار  شرکت

ناظر :  حسابدار شرکتم خانم الهام شاهمی فرزند غلامرضا ش ش 1250253128 متولد 11/6/13۷1 به آدرس : خ نطنز – کوچه معراج 33 تلفن : 4222184 موبایل : 09133610426

مورد وصیت :

وصی با التفات به ماده 264 قانون حسبی  مصوب 2 تیر 1319 با اصلاحیه های بعدی آن که عینا نقل می شود :

(قانون : در صورتیکه متوفی ، برای اداره امور وصی داشته باشد ، امر تصفیه به وصی واگذار می شود)

محق و موذن است با نظارت ناظر مرقوم پس از درگذشتم اعمال ذیل الذکر و اداره اموال و امر تصفیه و تسویه را انجام دهند !

(1)   پیکرم را پس از پرداخت  واجبات مالی و دیون ثابته  و احتمالی از محل ماترک طبق شئون و اصول اسلامی ، تغسیل ، تجهیز ، تکفین و تدفین نمایند .

(2)   قبل از تدفین پیکرم باید در محل شرکت به آدرس خ امیر کبیر ، کوچه سیلک 21 نبش حر ششم طی یک یا چند جلسه متوالی پس از فراخوان بستانکارانم کلیه دیونم از محل چک های مشتریانم یا املاک و مستقلاتم به انتخاب و توافق بستانکاران پرداخت و تصفیه گردد و بستانکارنی که چک های مشتریان من را دریافت می کنند انتقال شرعی دین از صادر کننده چک (بدهکار) به گیرنده چک (بستانکار) صورت بگیرد و طی مواجه حضوری یا تلفنی دیون من (بدهی و بستانکاری هایم) پا به پا بشود .

(3)   تا قبل از تسویه و تصفیه دیون من نسبت به بستانکاران از تدفینم خوداری گردد حتی اگر چند هفته زمان ببرد.

(4)   تسویه و تصفیه با بستانکاران و وصول مطالبات از بدهکاران از جمله وظایف وصی یان با نظارت ناظر است که حق همه گونه اختیارت مربوطه را دارند .

(5)   شرح اسناد ضمانتی و امانتی  که از بدهکارانم دریافت نموده ام و یا بعنوان تضمین نزد بستانکارانم قرارداده ام در دفتر قرمز رنگ ایلیا ثبت شده است .

(6)   شرح چک های ضمانتی پرداختی و دریافتی در دفتر اسناد ضمانتی ثبت شده است .

(7)   کل چک های دریافتی از بدهکاران و چک های پرداختی به بستانکاران که باید وجه آنها تامین شود در سیستم حسابداری هلو ثبت شده است و چنانچه چکی ائم از دریافتی یا پرداختی داخل سیستم حسابداری ثبت نشده باشد قابل وصول ویا قابل پرداخت نخواهد بود و در حکم چک امانتی و یا ضمانتی می باشد .

(8)   اسناد ملکی و طلا هایی که به عنوان ضمانت از بدهکاران دریافت می شود با اجازه خودشان به عنوان وثیقه به اسپانسرها واگذار می شود که به صورت ، انتقال قطی یا قولنامه و وکالت نامه و یا رهنی می باشد ، این اسناد طی هر سندی که به نام اسپانسر انتقال داده شده باشد ضمانت وصول چک مالک سند می باشد و خرید و فروش واقعی صورت نگرفته است (شرح اسناد تظمینی در دفاتر تضمین ثبت شده است) .

(9)   کپی این وصیت نامه نزد بستانکارنم می باشد و بستانکاران شرایط این وصیت نامه را ضمن عقد قراردا مالی با بنده پذیرفته اند .

(10)پس از انجام امور فوق الذکر وصی بدون نظارت ناظر باید ثلث باقیمانده ماترک را  صرف امور خیره و باقیات و صالحت و مابقی را بر حسب دستور شرع و موارد قانونی فی مابین ورثه تقسیم نماید .

(11)مراسم ایام فوت وسوم و هفتم و چهلم و اولین سالگرد فوت را از محل دارایی های اینجانب وفق اعتبار و شون عقلی از محل دارایی های اینجانب بجا آورید و از اسراف و بریز و بپاش و سرو نهار و شام  ایام فوت و هفتم و چهلم بپرهیزید و معادل وجه آن صرف امور خیره کنید .

(12)در هیچ کدام از مراسم تدفین و پس از تدفینم قرآن و دعایی بدون ترجمه و تفسیر خوانده نشود .

(13)حقوق و دستمزد ناظر و وصی طبق نظر کارشناس ماهانه تا پایان تسویه کل دیون از ماترک پرداخت گردد حتی اگر چند سال طول بکشد و محل کار فعلی خیابان امیر کبیر یا یکی از مغازه های پاساژ واصف به عنوان دفتر تا پایان تصفیه دیون تحویل شود به وصی و ناظر  .   خداوند به وصی و ناظر اجر عظیم داده و رحمت خداوند بر همه بازماندگان باد.

اصل سند وصیت نامه در مورخ ۱۹/۶/۱۳۹۱ طی شماره ۲۱۳۲۹ دفتر اسناد رسمی شماره ۲۰ کاشان ثبت شده و نزد سردفتر محترم آقای کاشانی به امانت سپرده شده است

 

                                                                                                              


برچسب‌ها: وصیت نامه عهدی رضا عسگری ساری

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1391/07/25 و ساعت 0:27
راز موفقیت در کنجکاویست و تخیلل در پشتکار و تجربه است و خلق ارزش

 
راز موفقیت در کنجکاویست و تخیلل در پشتکار است و تجربه و خلق ارزش

1. کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می‌کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می‌توانید به مقصد برسید.


۳ .تمرکز بر حال

“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می‌بوسد با ایمنی رانندگی کند، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می‌گفت نمی‌توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می‌توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می‌تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می‌کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می‌دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.


۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی‌کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می‌کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می‌شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می‌گویم ، اگر می‌خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می‌شوید را ۳ برابر کنید .


۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی‌کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی‌توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد .


۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می‌کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .


۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی‌توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی‌توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.


۹ .دانش از تجربه می‌آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می‌آید . شما می‌توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می‌دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید . دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .


۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می‌کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می‌شود .

 

 


برچسب‌ها: موفقیت, راز, تخیل, پشتکار, کنجکاوی, استعداد, تجربه, رضا عسکری ساری

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در شنبه 1391/04/31 و ساعت 22:4
هر چقدر پول که بخواهید طی عقود اسلامی تامین می کنیم

 

اولین مرکز تامین مالی آزاد

شرکت تامین مالی ماهان سیلک (سهامی عام)
شماره ثبت : 4744

زمينه فعاليت : تأمین مالی ، تامین سرمایه
تسهیلات مالی : هر چقدر پول که بخواهید طی عقود اسلامی تامین می کنیم
شاخه فعاليت : مالی ، فایننس ، سرمایه گذاری


تأمین سرمایه طی عقود مالی اسلامی
خرید دین
وام
مضاربه
جعاله
اجاره به شرط تملیک
فروش اقساطی
قرض الحسنه
مزارعه
مساقات
استصناع
لیزینگ
مرابحه
سرمایه گذاری مستقیم
سرمایه گذاری و مشارکت حقوقی
مشارکت مدنی
تنزیل چک
تامین سرمایه و تامین مالی فقط با اخذ چک و ضمانت سند ملکی انجام می شود

آدرس : کاشان خ امیر کبیر - کوچه سیلک ۲۱ - نبش حر ششم
تلفن : ۹۳ الی ۵۳۳۷۱۹۰ - ۰۳۶۱
موبایل : ۰۹۱۲۲۲۰۰۱۰۹
رضا عسگری ساری


برچسب‌ها: تنزیل چک, تامین سرمایه, سرمایه گذاری, خرید دین, مشارکت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در چهارشنبه 1391/04/14 و ساعت 19:54
چگونه با کاهش مالیات در ایران ، افزایش درآمد در صنعت توریسم ایجاد کنیم؟!!

 

نجات صنعت توریسم و گردشگری ایران با کاهش مالیات!!!

با تایگر یه مسافرت چند روزه رفتیم  سرعین اردبیل، از مسیر جاده رشت ، آستارا و از بستان آباد زنجان و قزوین کرج برگشتیم کاشان! تو مسیر به صحنه های جالبی برخوردم که خوندنش خالی از لطف نیست.

کنار یکی از کمپ های تفریحی اتوبان تبریز با یک وارد کننده آشنا شدم که ماشین آلاتی از مقدونیه با 8 تا تریلی وارد کرده بود ، در حال صحبت کردن بودیم که راننده های تریلی و کمک راننده رسیدن ، تقریباً شدیم 20 نفر که 18 نفرشون اهل مقدونیه بودن که کمتر از 20 ساعت بود وارد ایران شده و حدود 600 کیلومتر از مرز به تهران نزدیک شده بودند. طبق معمول این سؤال معروف را پرسیدم hi! where are you from?  و وارد بحث شدم باهاشون که نظرشون را در مورد ایران بپرسم ، اونا هم که اهل تعارف نیستند رک و راست گفتند : "ما تا حالا ایران نیومده بودیم و برخوردی با مردمش هم نداشتیم اما هرجا توقف کردیم یه دستشویی بریم یا یه دست و صورتی بشوریم و... اینقدر محیط کثیف بود که....!"

حتماً شما خودتون هم مسافرت داخلی زیاد داشته اید و دیدید که چقدر کمپ ها و مجتمع های رفاهی تفریحی بین راهی و تفرج گاه ها و کنار رودخانه ها و کوهها چقدر کثیف و بدبو شدن ، دستشویی ها اغلب کثیف و غیر بهداشتی و کنار تفرجگاه ها بطری های خالی نوشابه و آب معدنی و پاکت پفک و.... به وفور به چشم می خورد!

 از اینا هم بسیار مهمتر محیط اطراف و داخلی مکان های اصلی جاذبه های گردشگری ایران است که به شدت غیر بهداشتی و غیر قابل تحمل است مثلا من چند تا از چشمه های طبیعی و آب درمانی و استخر و سوناهای سرعین را دیدم که ورودی بلیط تقریباً دو برابر ورودی استخر و سوناهای مجهز که در شهرهای دیگر اتفاده کرده بودم داشتن ولی کاملاً غیر بهداشتی و کثیف بودند و سنگ ها و سرامیک ها جرم گرفته و حتی آّب استخر آلوده بود.

مخلص کلام ؛ احتیاج به توضیح نداره چون خودتون متاسفانه بارها مجبور شده اید از دستشویی های غیر بهداشتی و بد بوی بین راهی استفاده کنید و با چهرای اخمو از آن مجتمع رفاهی خارج شوید و بارها و بارها آلودگی و بی نظمی را در این قبیل محیط ها دیده اید و احتیاجی به توضیح بیشتر ندارد . به نظر شما چگونه میشه این محیط ها را تمیز نگه داشت ؟!

من یه راهکار دارم که امیدوارم نقدش کنید و ایرادها شو به من اطلاع بدهید.

این عکسی که برای شما گذاشتم، صندلی داخل یکی از پارک های اتریشه که اگر بخوای روی نیمکت ش بشینی باید پول پرداخت کنی ،  باید سکه داخل جعبه هوشمند صندلی وارد کنی تا میخ ها بره پائین و بتونی برای یک تایم مشخص روی این صندلی بشینی!!

در واقع کشورهای پیشرفته هیچ چیز رایگانی وجود نداره و بیشتر وظایف و کارها به بخش خصوصی واگذار شده حتی امکاناتی که تو ایران جزء اماکن عمومی هستند مثل پارک ها و تفرجگاه ها، اداره کردن همه این دایره ها را بخش خصوصی به عهده میگیره و متقاضی استفاده از پارک هزینه آن را به بخش خصوصی پرداخت می کند و بخش خصوصی  جهت بهبود کیفیت واحد خود تلاش می کند تا مشتری بیشتری را جذب کند!

اما تو ایران چه اتفاقی می افته ؟؟!

ایران این هزینه ها را مردم به صورت مالیات پرداخت می کنند و از کانال دولت این مالیات ها در بخش های... هزینه می شود و نتیجه آن میشود که ما در حال حاضر می بینیم و این باعث می شود که صنعت توریستی که از سال 2020 پر درآمدترین صنعت جهان خواهد بود و 43 درصد اشتغال جهان را به خود اختصاص خواهد داد از ایران رخت برکند ، ایرانی که از لحاظ جاذبه گردشکری دهمین کشور توریست پذیر دنیا می باشد ولی از نظر ورود توریست و جذب سرمایه از طریق گردشگر در رده آخرین کشورهای جهان است (منبع آمار WTO سازمان جهانی )

با این اوصاف من پیشنهاد می کنم دولت هزینه مالیاتی را که بابت این بخش دریافت می کند حذف کنه و استفاده کننده ها از اماکن عمومی و کمپ ها و دستشویی های بین راهی هزینه منطقی بابت مقدار استفاده ای که از این اماکن می کند پرداخت نماید در واقع باید به طور کامل این کمپ های بین راهی و تفرجگاه ها به بخش خصوصی واگذار شود واداره بهداشت و دولت نظارت بر کیفیت ارائه خدمات آنها و کنترل وجه دریافتی بخش خصوصی از استفاده کننده گان را برعهده بگیرند.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1390/04/28 و ساعت 16:9
-ریشه یابی و علت دروغ ودروغگویی!!!

 

 آیا میخواهید در روابط عاطفی فریب نخورید و در کار و تجارت هم از بقیه جلوتر باشید؟! 

آغاز دروغ ازسنین 3 تا 4 سالگی است که کودک به دلیل سرگرمی خود و امتحان پدر و مادر دروغ میگوید واز کشف دروغ بوسیله ی پدر و مادر لذت می برد؛ این کار برای آنها یک تفریح است.

درسنین حدود 7سالگی بچه متوجه می شود که نباید تمام افکار و کارهای خود را به پدر و مادرشان بگویند و از این مرحله دروغگویی جدی شروع  میشود .

دروغ از روحیه ی ضعیف و انفعالی نشـأت میگیرد و دروغگو درصدد فرار از چیزی است، کسانی که روحیه ی فعال و پویا دارند و در ورود و خروج به مسائل حالت تهاجمی و روبه جلو دارند ، به شدت از دروغ پرهیز میکنند.

  مردم به هزار ویک دلیل دروغ میگویند اما به ندرت پیش می آید کسی که به او دروغی گفته میشود از آن  سودی ببرد ! و ما نمیتوانیم کاری کنیم که دیگران دروغ نگویند اما میتوانیم کاری کنیم که دروغگو به هدفش نرسد و ما از گزند اهداف او در امان باشیم.

در یک جامعه ی ایده آل نیازی به دروغ گفتن نیست اما ما در دنیای پر از دروغ زندگی میکنیم و شما چه بخواهید ، چه نخواهید وارد این بازی شده اید و نکته اصلی اینجاست که شما میخواهید در این بازی برنده شوید یا بازنده؟!!

  آیا میخواهید در روابط عاطفی فریب نخورید و در کار و تجارت هم از بقیه جلو بی افتید؟!

پس لازم است که ریشه و علت دروغ و دروغگویی را بشناسید و بدانید که چرا دیگران دروغ میگویند!

  از کجا بفهمیم که دیگران دروغ میگویند ؟

شرح مختصری از عوامل دروغ گفتن را بصورت خلاصه خدمت تون معرفی می کنم که کمکی باشد برای تشخیص عوامل دروغ گفتن:

- هرجا خطایی وجود دارد احتمال دروغ گفتن هم وجود دارد!

- افراد گاهی بدون قصد و نیت دروغ میگویند؛ گاهی برای تفریح و خودنمایی و از روی عادت...

- افراد برای اینکه مردم او را در خواستگاه و جایگاه اجتماعی دلخواهش ببینند دروغ میگویند.

- بعضی ها برای شیفته و جذب کردن کسی  دروغ پردازی میکنند!

- افراد برای فریب دیگران در هر موقعیتی از دروغ استفاده میکنند.

- گاهی از بین دو گزینه بیان حقیقت و بیان دروغ، گزینه دوم را انتخاب می کنند و طبق قانون احتمال انتخاب هریک از گزینه ها از بین دو مورد 50درصد میباشد.

- گاهی از روی حسادت و برای بالا بردن مقام خود و گاهی از روی خودخواهی و از روی غیظ دروغ میگویند .

- گاهی اوقات که میخواهیم تصویر خوب و عالی از خود بسازیم و عیب های خود را بپوشانیم از جمله در امور مالی ، اعتباری ، عاطفی ،اخلاقی و برای بدست آوردن پست و مقلم و منسب ، شغل ،پول و یا فروش اجناس و کالاهای خود به قیمت بالاتر؛ دست به دامن دروغ میشویم.

- گاهی بخاطر کاری که انجام داده ایم و میخواهیم مجازات نشویم، از حقیقت فرار میکنیم؛ این بچه گانه ترین حالت دروغ است!

- یک دروغ "نوع دوستانه" هم داریم که امروزه در فضای فیس بوک و مهمانی ها و جلسات و روابط دوستانه، مخصوصاً در ایران به وفور گفته میشود. با انگیزه ی اینکه کسی را ناراحت نکنیم ، در مورد نظرخواهی از ما : مثلاً  در مورد لباسی که میدانیم خوب نیست و خوشگل نیست بخاطر اینکه دوست ما ناراحت نشود به دروغ میگوئیم خیلی قشنگه، خیلی بهت میاد!! و یا در فیس بوک پشت سرهم likeeeee  میزنیم و تمام موارد مشابه که به نظرخواهی ازما مربوط میشه!!!

- دروغ دفاعی: برای حفظ رابطه ی خود با دیگران و احترام به نظرشان از این شگرد استفاده میکنیم .

- در روابط با جنس مخالف و در ابتدای روابط عاشقانه به طور افراطی و به وفور دروغ پیدا میشود؛ به دلیل اینکه طرفین در پی ساختن تصویر مناسبی از خود در ذهن طرف مقابل هستند.

- گاهی برای اینکه دیگران ما را دوست داشته باشند نظرات خود را پنهان میکنیم و ادعا میکنیم که نظر آنها زیباست!

- دروغ به خاطر طفره رفتن از جواب دادن به سؤالات ، علت اصلی بیشتر دروغ ها میباشد!

احترام به کسی که دوستش نداریم نوعی دروغ است، ملاحظه کاری ، سیاست ، تشریفات و تحویل گرفتن های زیاد در جلسات و میهمانی ها در مورد کسی که از او متنفر هستیم نوعی دروغ است.

درواقع دروغ بازتاب و انعکاس غریزی اعمال روزانه ی ماست و گاهی احساس می شود که دروغ لازم است و نمیشود که دروغ نگفت . در مقاله ی بعدی ضرورت گفتن یا نگفتن دروغ را بررسی میکنیم .

حد افراطی دروغ افسانه بافی است و علت اینکه شخصی افسانه بافی می کند بیشتر مربوط به شوک شدید روحی ، شکست در زندگی شخصی  یا اجتماعی است و چون شخص دید منفی نسبت به دنیای بیرون دارد سعی می کند از آن دور شود و برای دفاع از خود افسانه می سراید . شخص افسانه سرا از دنیای واقعی دور میشود و به دنیای خیالی پناه می برد و در آنجا به آرامش میرسد . زیرا در دنیای واقعی سختی ها و مشکلاتی را حس می کند اما در دنیای خیالی برای او آرامش کامل است !!!

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در دوشنبه 1390/04/20 و ساعت 14:17
آینده اقتصادی جهان در سال 2030

 

آینده اقتصادی جهان در سال 2030

شما حتمن می دونید که ما تکنولوژی ساخت سوزن خیاطی را تو ایران نداریم!

به نظر شما این خوبه؟ یا بد؟ چه نتیجه ای از این میگیرین؟!!!

شاید یادتون بیاد " اون قدیما خونواده ها تمام مایحتاج شون رو خودشون تهیه می کردن ، کشاورزی می کردن ، نون می پختن ، زباله ها را می بردن معدوم می کردن و....

اما الان دیگه کار ها تخصصی و آبسورس شده و به شرکت های مختلف واگذار می شه و مسولیت پخت نان به عهده نانوایی و زباله ها رو شهرداری حمل می کنه و الی آخر!

در صطح بین المللی هم به همین صورت خواهد شد .

از حدود سال 2030 هر کشوری تخصص ساخت یک یا چند کالا رو خواهد داشت و پیش بینی شده فقط 5 کارخونه خودرو سازی در جهان وجود خواهد داشت!

یه کشور سوزن خیاطی و سوزن منگنه و ... تولید می کنه!

یکی لباس یکی هواپیما و .....

بنظر شما ایران پیش تاز کدوم یکی از صنعت ها خواد بود در اون سالها

ایران را با نام چه کالا و خدماتی خواهند شناخت؟

من می دونم!!!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در چهارشنبه 1390/03/25 و ساعت 23:38
علم اقتصاد و کاربرد آن چیست؟

 

   خیلی ها دوست دارند بدونن علم اقتصاد چیست و چه کاربردی دارد؟؟؟

همه به روشنی میدونن علم  حسابداری ، مدیریت و... چه کاربردهایی دارد ؛ اما در مورد اقتصاد ابهام هایی وجود دارد که مختصر و مفید  سعی میکنم  روشنش کنم .

اقتصاد علم تشخیص امور خوب (سود آور) از امور بد (زیان آور ) است!

رشته اقتصاد به دو شاخه اصلی : اقتصاد کلان و اقتصاد خرد تقسیم میشود که با یک مثال روشنش میکنم.

   شما تصور کنید با هلیکوپتر از بالا به یک جنگل نگاه میکنید و انواع درختان و رودخانه و حیوانات و زمینهای اطراف را می بینید، و اگر از اون ارتفاع جنگل را مورد بحث و تحقیق و مطالعه قرار دهید که چه گونه هایی از گیاهان و حیوانات و درختان در این جنگل  وجود دارد و این گونه ها چه رابطه ای باهم دارند ؛ در واقع شما جنگل را مورد مطالعه کلان قرار داده اید.

  اما اگر فرود بیائید و یک درخت را مورد مطالعه قرار بدهید و شاخ و برگ و نحوه تغذیه و تنفس آن را بررسی کنید؛ در واقع به صورت خرد درخت را بعنوان یک جزء از جنگل مورد مطالعه قرار میدهید .

   اقتصاد کلان هم کل جامعه و بنگاه ها و رفتار خانواده ها را در حوزه اقتصاد در سطح ملی و بین المللی مورد بررسی قرار میدهد و تلاش میکند در جامعه اشتغال کامل ایجاد  نموده و نرخ تورم را کنترل کند، از انحصار و گرانی جلوگیری و منافع عمومی را تامین و حفاظت نماید .

در این بخش دولت نقش عمده ای را ایفاء می کند (البته در اقتصادهای آزاد نقش دولت بسیار کمتر است) و ابزارهایی مانند مالیات، نرخ بهره ، تورم و تعرفه های گمرکی وارداتی و صادراتی و.... را در اختیار دارد .

  اما اقتصاد خرد رفتار یک مصرف کننده یا یک تولید کننده را مورد بررسی قرار میدهد؛ مقدار تقاضا شده یک کالا ویا مقدار عرضه شده آن را و یا عواملی که بر قیمت یک کالا تاثیر میگذارد مورد مطالعه قرار میدهد .

  اما اقتصاد  خرد و اقتصاد کلان با توجه به تمایزات بسیار زیاد مکمل یکدیگر میباشند؛ و در سطح جهان این علم در جایگاه دوم برای شرکت های بزرگ قرار دارد و پس از مهندسین و مدیران بیشترین تقاضای شغلی متناسب با حقوق بالایی که به خود اختصاص میدهد را دارد .

 در واقع اقتصاد دانان خط مشی اصلی زندگی مردم را رقم می زنند .

                     

                                       اقتصاد فوق العاده اس، فوق العاده!!!! 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1390/03/19 و ساعت 16:7
چالش های سیستم پاداش ،حقوق و دستمزد در ایران :

 

چالش های سیستم پاداش ،حقوق و دستمزد در ایران :

سیستم حقوق و دستمزد ایران با سیستم نظام اقتصاد آزاد هیچ مطابقتی ندارد و سراسر اشکال و ایراد است و در واقع کل سیستم پاداش و حقوق و دستمزد ایران بایداز ریشه  متحول بشود.

فرایند تعیین حقوق و دستمزد باید با تجزیه و تحلیل شغل آغاز شود و با استفاده از شرح شغل تمامی مشاغل که خلاصه ای از وظایف و مسولیت ها و نیازها و تخصص ها و ... در آن تشریح شده است متناسب با ماهیت شغل حقوقی را برای شاغل در نظر بگیریم و با ارزشیابی منطقی و منصفانه عملکرد کارکنان و متناسب با میزانی که شاغل سازمان را به اهداف نزدیکتر کرده است حقوق و پاداش پرداخت گردد .

 لازم است گروه های شغلی متفاوتی را بر حسب سختی کار ، نوع تخصص ، مدیریتی ، حرغه ای ، مهندسان ، پزشکان ، دانشمندان و .... ایجاد کنیم و حقوق و مزایای پایه آنها رامنصفانه و منطقی و بر مبنی عملکرد آنها  در نظر بگیریم نه بر مبنی درجه و مدرک و مدت زمان خدمت (سنوات خدمت) .

طبق نظریه برابری : باید داده های شاغل به سازمان(میزان فعالیت و تخصص و سودآوری) مساوی ستاده های او از سازمان (میزان حقوق و پاداش و مزایا) باشد تا رضایت مندی برای شاغل ایجاد کند و افزایش کارایی برای سازمان به همراه داشته باشد . در نتیجه باید سیستم حقوق و دستمزد بر خلاف سیستم حاکم بر ایران انعطاف پذیر باشد. و کارگر و کارفرما به صورت توافقی برابر با خدماتی که دریافت می کنند حقوق و مزد پرداخت کنند.

اما چالش های فراوانی در سیستم ما وجود دارد از جمله :

1.      چالش بر سر تعیین حد اقل حقوق و دستمزد

2.      چالش های ناشی از تورم

3.      چالش ناهماهنگی بین شورای عالی کار و هیات وزیران و کمیته های مزد استانها

4.      چالش ناهماهنگی نظام پرداخت حقوق و دستمزد و پاداش با سیستم اقتصاد آزاد

5.      چالش ناشی از قدرت زیاد کارفرمایان و عدم تعادل منطقی در روابط کارگر و کار فرما که در نهایت به زیان کارگر تمام می شود.

6.      چالش ناشی از مقررات غیر عادلانه برای شاغلان فصلی مثل دانشجویان که فقط در فصل تابستان کار می کنند و هیچ مزاییایی به آنها تعلق نمی گیرد.

7.      چالش ناشی از عدم هماهنگی نرخ افزایش قیمت ها با نرخ افزایش حقوق و دستمزد.

8.      چالش های ناشی از یکسان در نظر گرفتن حقوق و دستمزد برای استانها و شهرهای مختلف که هزینه های زندگی کاملا متفاوتی دارند. بطور مثال هزینه زندگی یک خانوار در تهران 1.359.435 تومان برای سال 90 می باشد در حالی که در یک روستا یا شهرک کوچک ممکن است تا یک سوم کاهش پیدا کند.

9.      چالش عدم نظام توافقی حقوق و دستمزد بین کارفرما و کارگر.

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1390/03/12 و ساعت 19:20
دنیای واقعی و دانشگاه

 

یه تحقیق دارم در مورد اینکه چه جوری پول را به خدمت خود در بیاوریم

در این زمینه هر کسی نظری داره و می تونه کمکم کنه کامنت بزاره

آیا دانشگاه دانشجویان را برای ورود به دنیای واقعی آماده می کنه؟

آیا پول دار ها به خاطر تحصیلاتشان پول دار شدن؟ 

چگونه باید امنیت مالی و شغلی آینده را تامیین کنید؟

چگونه صاحب یک شرکت سرمایه گذاری خصوصی از خودمان بشویم؟

به نظر شما در دانشگاه به ما نمی آموزند که برای پول خوب کار کنیم؟

یادگیری اینکه پول چگونه برای ما کار کند از چه منابعی ممکن است؟ آیا اصلا قابل یادگیر هست یا نه؟

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در یکشنبه 1390/02/25 و ساعت 0:3
نقد فیلم مختارنامه

 

 

درسال1385 که مردم ایران به خاطر اکران فیلم 300 اعتراض و راهپیمایی کردند و سروصدای این فیلم و نقد و انتقادهایش دنیا را پر کرد؛

آقای زاک اسنایدر ماجرا را این گونه به تصویر کشید:

که 300جنگجوی آزاده و شجاع ، با اندامی ورزیده و زیبا ، درمقابل لشگر میلیونی ایرانیان باقیافه هایی زشت وکریه ، رشادت ودلاوری ومقاومت میکردند.

یکی از دلایل اعتراض مردم ما زشت و وحشی نشان دادن ایرانیان دراین فیلم بود.

اما اکنون پس از 4سال آقای داوود میرباقری با مدرک مهندسی معدن سریال مختارنامه را تولید نموده است که همه از تماشای این فیلم لذت میبرند .

غافل از اینکه دراین فیلم هویت وفرهنگ وتمدن ایرانی زیرسوال میرود ، ازاوایل سریال بگذریم که ؛ عرب جاهل (که 1400سال است به تمدن نزدیک شد ) به ایرانی که 8000 سال قبل در شهر سوخته ی زابل پیوند وجراحی چشم انجام می داده اند آموزش میدهد که چگونه گندم کشت کند وچه زمان آن را درو نماید.

گویا ایرانیان هیچ سررشته ای از علم وتمدن ندارند. همچنین درقسمتهای آخر سریال غلام شمر، یک ایرانی است که ازنظرعقلی و روانی موجودی شبیه به احمق های داستان هری پاتر میباشد ،

موجودی ضعیف وذلیل وخار (زبون) ، با چهره ای زشت وکریه ، که بارها دراین قسمت اشاره میشود :

 

این برده ی ضعیف نماد ایرانی هاست وآن را رستم دستان و الاغش را رخش رستم خطاب میکنند.

با این اوصاف وقتی خودمان فرهنگ وتمدن واعتبار خود را اینچنین تخریب میکنیم دیگر چه انتظاری از کارگردانهای خارجی نظیر زاک اسنایدر داریم .

سریال مختارنامه خدشه دار کننده تمدن اصیل ایرانی و غنی ساز فرهنگ عرب گردیده است .

به امید روزی که در فیلمهای ایرانی شاهد درخشش  وعرض اندام  پهلوانان و دلاورمردان این مرز وبوم باشیم ، کوروش ، اسکندر ، خشایار و...     

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1390/02/13 و ساعت 23:46
مفهوم بازاریابی با زبانی متفاوت

 

 

بازاریابی و تبلیغات


۱) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی مستقیم


۲) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می کنه و می گه: ” اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن”، به این می گن تبلیغات


۳) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین:”من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، به این میگن بازاریابی تلفنی
 

۴) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: ” در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟”، به این میگن روابط عمومی


۵) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: “شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟”، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری


۶) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن”، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
 

۷) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه، به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا


۸) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا


۹) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: “من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن” ، همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار


۱۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می کنید به ش کم محلی کنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسکو. به این می گن اشتباهِ استراتژیک در بازاریابی.


۱۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاکتیکی در بازاریابی.


۱۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ امّا اون پیشنهادِ شما رو قبول نمی کنه، چون که زندگیِ خوبی در کنارِ دوستِ دخترِ عزیزش داره! به این می گن حق همیشه با مشتری است.


۱۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ در همین لحظه ناگهان موبایلتون زنگ می زنه و شما تهدید به مرگ می شید شما هم دمتون رو میذارید روی کولتون و میرید به این میگن ناتوانی در ورود به بازار
 

۱۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه یه دختر دیگه که قبلا با همین کلمات گولش زده بودید سروکلش پیدا می شه و رسواتون میکنه
به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار.


۱۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار.


۱۹- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ که یک هو یک دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می کنید و به سمت دختر جدید می رید. به این میگن چشمچرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار.


۲۰- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه، شما که بادیدن چهره ۶۰ ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافید به این میگن بدبیاری یا خطای بازار


۲۱- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این که جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ به مادرتون می گید که با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی.


۲۲- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می کنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می کنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان!


۲۳- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، و می خوام کاری کنم که شما در مدتِ کوتاهی به آرزوهاتون برسید. سیستمِ کار به این شکله که شما با من ازدواج می کنید، بعد دوستان و آشنایانِ خودتون رو هم تشویق به این کار می کنید. به ازای هر سه نفر چپ، سه نفر راست که با من ازدواج کنن، شما می تونید … سهم بیشتری از ثروت من ببرین به این می گن «بازاریابی شبکه ای».


۲۴- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن با توجه به جریانات اخیر ما می تونیم n تا بچه داشته باشیم»؛ اونهم که شدیدا عاشق بچه است موافقت می کنه و با هم یک مهد کودک راه می اندازید. به این میگن توجه به علاقمندی های بازار


۲۵- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اون هم می پرسه اگر با تو ازدواج کنم چند تا بچه می خواهی؟ شما می گید هرچی بیشتر بهتر تازگی آزاد اعلام شده و تا ۵۰ میلیون جا داریم!!! اما طرف چشمهاش سیاهی می ره و روی زمین ولو میشه. به این میگن نقص در مدیریت رشد بازار.


۲۶- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه به شرط اینکه ازش بچه نخواهید. شما که عاشق بچه هستید آنهم بیشتر از دوتا بهتون بر می خوره و به توافق نمی رسید. به این میگن فقدان تفاهم در عرضه و تقاضا


۲۷- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما از شما بیش از دوبچه می خواهد. شما قادر به انجام این کار نبوده و مخالفت می کنید. به این میگن محدودیت تولید.


۲۸- شما در یک مهمانی، یک دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن»؛ اونهم موافقت می کنه اما به شما تذکر می ده که بیش از دو بچه دارد. شما هم جا خورده و پا پس می کشید. به این میگن استهلاک در مواد اولیه!


۲۹-شما در یک مهمانی، دو دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کنید بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم »؛ اون هم نگاهی به چشمهای شما میکنه و میگه اینجا که جز من دختر دیگه ای نیست! بعداش هم هیچی نشده سر من هوو می خوای بیاری!به این میگن نقص کالا در بازار


۳۰- شما در یک مهمانی، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید که جلو کدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1390/02/06 و ساعت 13:19
بازیگر پول ساز - بازیگر بی پول


 

چرا برخی خیلی پول در می آورند و برخی نه؟

 

دو گروه مختلف افراد با درآمد فوق العاده بالا (ثروتمندان ) و فقيران را در نظر بگيريد چرا گروه اول ثروتمند شده ند و گروه دوم درآمد كمي دارند؟

به نظرم راحت باشه اول ثابت كنم چه اتفاقي مي افتد كه يكي فقير است و در قسمت دوم علت ثروتمند شدن تعداد معدودي از افراد كه دقيقا رفتاري عكس رفتار افراد با درآمد پائين را دارند به شما نشان بدهم.

اين دنيا صحنه است و ما بازيگر آن هستيم با اين تفاوت که ما نسبت به بازيگران نمايشنامه ها بسيارخوش اقبال ترهستيم و مي توانيم  نمايشنامه اي ديگر متناسب با علايق خودمان بنويسيم ( از كوزه همان تراود كه دراوست) و نقش خود را به دلخواه تغيير دهيم

اکنون بررسي كنيم عواملي كه افراد را به بازيگران پولدار و بازيگران بي پول تقسيم مي كند چيست :

بازيگر پولدار درآمد بالا و مخارج بسيار بالايي هم دارد ، ماشين مدل بالا  خانه و كاخ و لباسهاي گران قیمت و ماركدار و...

اما بازيگر بي پول در آمد كمي دارد و به نسبت از لباسهاي ارزانتر و وسايل رفاهي با رنج قيمتي پائين تر استفاده مي كند.

اما اين درآمد به چه چيزي بستگي دارد ؟

آيا علت خوش شانسي است ؟

آيا شانس را مي توان به وجود آورد ؟

به نظر من همه چيز مربوط به نوع تفکر افراد است من خودم از صفر شروع كردم و به نتيجه رسيدم و شما نيز در صورت استفاده از اين شگردها مي توانيد به نتيجه برسيد در هر سطحی از تحصیلات و ضریب هوشی که  باشید چراکه هيچ رابطه ي ثابت شده اي بين درآمد و هوش _ درآمد و تحصيلات وجود ندارد و اكثر ميليونرهاي خود ساخته تحصيلات دانشگاهي موفقي نداشتند.

 بازيگر بي پول گر فتار تفكري شده است كه در اوان زندگي در ضمير ناخودآگاهش شكل گرفته است كه معمولابه صورت قيود غير واقعي دست و پاي او را بسته است و اين قيود نمي گذارند كه او از مواهب بسيار اين جهان كه يكي از آنها ثروت  است بهره ببرد

                 تو چون خود كني اختر خويش را بد                       مدار از فلك چشم نيك اختري

اين قيود و موانع كه حاصل انديشه منفي گراست و پول را چرك كف دست و يا به قول انجيل عشق به پول را ريشه تمام خبائث ميداند به كمك خود منفي باف بازيگر بي پول تلقين هاي منفي را تكرار مي كند كه " من هرگز پولدار نمي شوم " ، " من شانس ندارم " ، " زندگي سخت است " ، " بازار كساد است " ، " بي مايه فطير است " و هزاران جمله منفي ديگر كه روزانه از محيط اطراف و رسانه ها مي شوند به اتفاق دست در دست هم داده و در نتيجه محدوديتهاي فعلي بازيگر بي پول كه بيشتر تحت تاثير برنامه ريزي منفي دوران كودكي است او را در مسير ياس و  نا اميدي قرار مي دهد و قدرت تصميم گيري و اراده و پشت كارش را به افول مي گذارد و خلعي ايجاد ميشود كه ترس از ريسك كردن  و نگراني از آينده تمام وجودش را فرا ميگيرد و لحظه به لحظه از رسيدن به درآمد بالا دورتر ميشود و به بازيگر بي پول اين جهان مبدل ميگردد.

امام صادق مي فرمايد : سه چيز آدمي را از طلب سربلندي ها باز مي دارد :

(1) كمي همت (2) نداشتن قدرت چاره جويي (3) سست رايي

بازيگر بي پول به خاطر تفكرات منفي هر 3 خصوصيت منفي كه امام صادق تك تک آنها را عاملي براي دوري از سر بلندي بر شمرده است در خود جمع كرده و اين پر واضح است كه چرا افراد با اين نوع تفكرات در گروه بازيگران بي پول قرار گرفته اند.

و اما بازيگران پولدار و پول ساز كه در قسمت بعد توضيح ميدهم چرا بازيگري پولدار ميشود.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در شنبه 1389/08/15 و ساعت 23:52
انسان فقیر انسان غنی

 

انسان فقیر - انسان غنی 

انسانی که وابسته و خود باخته به اجتماع است - ونتیجتا وابسته به غالب های اجتماعی است - یک انسان بسیار فقیر و بسته و محدود است چرا که چیزهایی که جامع خاص او بر او عرضه می کند محدود است . و عوامل بیرونی یعنی قالب های اجتماعی و الگوها احساسات او را بر می انگیزند . و این احساسات موقتی است چرا که متناسب با تغییر الگوهای اجتماعی احساسات وابسته به آنها نیز تغییر می کنند . و عوامل محیطی یعنی جامعه القائات خود را به عنوان "هستی روانی" فرد به او تحمیل می کنند . مثلا چون امروز عید است من باید شاد باشم  .  چون امروز روز . روز "هوای پاک" است من از آلوده کردن محیط خودداری کنم ولی از فردا دوباره دستمال کاغذی را از شیشه ماشین به بیرون پراتاب می کنم . و یا چون روز نیکوکاریست احساسات نیکوکارانه به من غلبه کند و روز بعد دوبار به چپاول مردم بژردازم و ...

چرا حالت دائمی من انسان نباید -بدون وابستگی به عید و روز نیکو کاری- و ... در یک شادی و خیر  مستمر و بدون دلیل بیرونی جریان داشته باشد؟

انسان فقیر زندگی عادت گونه ای را در پیش می گیرد که پیرو قالب ها و الگوهای خاصی است و خود را به فتوکپی یا المثنی جامعه که مبتنی بر واقعیت و اصالت نیست تبدیل می کند و این فتوکپی دیگر نمی تواند "نو به نو رسیدن هستی " را تجربه کند و این تفکر غلط حاکم بر ذهن . افراد را در تیرگی توهم و جهل شدید فرو می برد و آنچه می تواند حرکت توهم آلود را از ذهن باز ستاند جز با آگاهی و اندیشه میسر نمی گردد که خود روز به روز نو شدن و تغییر و تحول و دگر گونی الگوهای اجتماعی و سنت شکنی را می طلبد -( از کوزه همان تراود که در اوست) -  اما انسان فقیر برای تبعیت از الگو ها و قالب ها و فتوکپی ها این توجیه نا موجه را بیان می کند که چون فلان سنت فلان سبک . فلان موسیقی . فلان لحجه و ... "مال خودمان" است باید آنرا حفظ کنم و این توجیه نا بخردانه ای است .

اگر زیبایی و سنت و مدل یا هر چیز دیگری مبتنی بر واقعیت اصالت و حقیقت است "مال خودمان" بی معناست چرا که حقیقت مال فرد یا جامعه خاصی نیست و آن الگویی که زیبایی و کمال در آن نیست حفاظت و دفاع از آن به صرف آنکه  "مال خودمان" است کار مفید و عاقلانه ای نیست و کلید رهایی از این وابستگی به غالب های اجتماعی برگشت به فردییت و اندیشه محوری فردی و آزاد اندیشی است . 

فی الحال یکی از مخربترین کیفیت های حاکم بر ذهن افراد فقیر  پذیرش همین قالب های اجتماعی است که خود را تسلیم القائات تحمیلی جامع می کند و تبدیل به فتوکپی و المثنی جامعه و القائات آن می گردد . به صورتی که وصله ای می گردد که به لباس کهنه الگوها و قالب ها و سنت ها و ارزش های جامعه خاص خود می چسبد و شادی و غم او و رنج و عزای او عید و باور های او و به طور کلی تمام تجلیات وجود او ماهیت فتوکپی را پیدا می کند  .

اکنون که فرد "هستی" و "شخصیت" خود را حقیر یا متشخص . بی کفایت یا با کفایت می پندارد در واقع با معیارها و الگو هایی که پدر و مادرش یا جامعه  به ذهنش القاء کرده است هستی خود را می سنجد پس "هستی" و "هویت" او در حقیقت فتوکپی چیزی است که مادرش هست - پدرش هست . 

و اکنون به راحتی به این نکته پی می بریم که - حاکمیت توهم بر ذهن - است که فرضا حقارت که چیزی نیست جز اندیشه ای که ذهن انسان  هم اکنون دارد آنرا می اندیشد و  نتیجتآ به خاطر این حس حقیر بودن خود را ملامت می کند و حسرت می خورد . در حالی که حقارتی در کار نیست و خالق آن اندیشه خود فرد است که آنها را در ذهن بافته و پرورش داده است و شبکه وسیعی از اضطراب و نگرانی را برای خود بوجود آورده است.

و دقیقا بر عکس سعادت و سرافکندگی در گرو اندیشه سعادت ساز است که از ذهن انسان نشعت گرفته و متراوش می شود و هر انسانی همان است و همانی می شود که می اندیشد نه آنچه که جامعه به او تحمیل می کند و نو به نو شدن و پیشرفت و ترقی حاصل تغییر و تحول است و هر تحولی از درون انسان به سمت پیشرفت و نو شدن ظهور می کند و این تغییر و تحول مستلزم شکستن غالب های اجتماعی و رسم و رسوم و سنت هاست .

با این اوصاف انسانی غنی است که حول محور اندیشه فردی خود پا در راه تغییر و تحول گذارده و هر روز نو به نو شود و اندیشه خود را به عرصه ضظور رساند.

 چشم داری تو . به چشم خود نگر                    منگر از چشم سفید بی هنر

گوش داری تو بگوش خود شنو                         گوش احمقان را چرا باشی گرو

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در چهارشنبه 1389/07/28 و ساعت 23:50
پیشگویی اقتصادی جهان

 

پیشگویی آینده 80 درصد مردم جهان:

 

اگرمردم جهان را به دو گروه کارفرما و کارمند (کارگر)تقسیم کنیم گروه کارگر 80 درصد قشر مردم و گروه کارفرما 20 درصد مابقی را تشکیل می دهند0

وآینده بسیار روشن است و به سادگی برای شما پیشگویی آینده اقتصادی مردم و جهان را رونمایی میکنم :

شایستگان اقتصادی وظیفه خود میدانند که بی کفایتان اقتصاد را از میدان فعالیت های اقتصادی برانند و شمع حیات اقتصادیشان را خاموش کنند و به دنبال استفاده از کامپیوتر،رباط ،تکنولوژی و کلبه الکترونیک و کاهش تقاضا برای کارمند ،هزینه ، دستمزد که 40 درصد بهای تمام شده بوده است به کمتر از 5 درصد بهای تمام شده فعالیت های اقتصادی تنزل یافته است و سرمایه دار برای حداکثر کردن سود خود در به در دنبال آدمهایی می گردد که بتواند آنها را از کار اخراج کرده و به دنبال ماشینهایی می گردد که نیاز به تعویض نداشته باشند و پیرو این انتخاب کارفرما و کاهش تقاضا برای کارمند که 80 درصد قشر جامعه جهانی را تشکیل میدهند روز به روز حقوق کارمندان کاهش یافته و افراد برای اینکه از بیکاری در امان بمانند به حداقل حقوق اکتفا میکنند و گاهی بصورت رقابتی صرف اینکه شغلی را تصاحب کنند مجبور به پذیرش حقوقی می شوند که حتی با آن توانایی اداره کردن زندگی معمولی را هم ندارند واین کاهش حقوق رفاه کارگران را کاهش داده و سود سرمایه دار را افزایش می دهد(البته ناگفته نماند سود سرمایه داردو بار افزایش می یابد:1-چون حقوق کارمندان کمتر شده  2-چون نیروی کار کمتری را به کار می برد) و شکاف طبقاتی میان کارگر و کارفرما روز به روز بیشتر می شود که این شکاف طبقاتی در مقایسه کارفرمای کشورهای پیشرفته نسبت به کارگر کشورهای در حال توسعه به مراتب بیشتر است و پیش گویی این است که با استفاده هرچه بیشتر سرمایه دار از تکنولوژی و کاهش درآمد کارگر این اختلاف طبقاتی آنقدر زیاد میشود که روزی کارگران شورش خواهند کرد و.....

ولی آنچه طی قرون گذشته رخ داده است بارها و بارها این شورشهای اتحادیه های کارگری در سطح جهان به وقوع پیوسته  است اما تاکنون هیچ گزارش تاریخی مبنی بر پیروزی کارگران بر کارفرمایان ثبت نشده است و آنچه دردید اول به ذهن خطور میکند،این است که انسان هوشیار منتظر یک انقلاب نمی ماند و خود را آنگونه طراحی و برنامه ریزی می کند که به سرعت از شایستگان اقتصادی شود و فکر کار کردن تحت عنوان کارمند را از ذهن خود دور سازد0

 

به امید روزی که بهترین کارفرما باشی...

                                                                       رضا عسکری ساری 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1389/04/10 و ساعت 14:59
علت شکست افراد باهوش

 

 علت شکست افراد با IQ بالا چیست ؟!!

همه می دانند که  هوش کلید یافتن وبر آوردن کردن اهداف شما است . پس چکونه است که بعضی افراد با هوش بالا در کار وزندگی IQشکست می خورند و چرا غالب زندانیان جرائمی همچون آدم ربایی , سرقت  هواپیما ربایی  اختلاس , ....  از افراد باهوش و با  بالا هستند ؟

در ابتدا لازم است مختصر تعریف از هوش ارائه کنیم و پس از شناخت هوش علت شکست افراد با هوش را مورد بررسی قرار بدهیم .

بعضی ها هوش را سرعت و کارایی یادگیری معرفی کرده اند که این قسمت هوش قابل افزایش است و بعضی هوش را دستیابی اهمیت ویژه ای قائل شده اند , بیشتر و سریعتر به هدف می دانند در تعریف انواع هوش برای IQ اهمیت ویژه ای قائل شده اند .

 ضریب عاطفه EQ

 هوش عاطفیEI

هوش چند گانه رایج ترین اصلاح هستند .   MI 

گروهی از محققان دانشگاها  هاروارد تریج گران نظریه هوش چندگانه بودند و در ابتدا هفت نوع و سالها بعد نوع هشتم  و نهم (هنوز تائید نشده است ) هوش را مشخص کرده اند

(1)هوش کلامی – محاوره ای : که نویسندگان , شعرا و سخنرانان از این نوع هوش بهره مند هستند .

(2)هوش منطفی – ریاضی : که شامل توان کار با اعداد و درک ارتباط بین کوچکترین اجزا اطلاعات می شود

(3)هوش تصور وتجسم : این هوش به هنرهای بصری مثل نقاشی , طراحی , مجسمه سازی , و کار هایی مثل دریانوردی , نقشه برداری  و معماری می پردازد.

(4)هوش جسمی – حرکتی :این نوع هوش توانایی استفاده از حرکات بدن و برای ظاهر ساختن احساسات مانند عاطفه یا کارهای مثل رقص , ورزش و شنا و رانندگی با اتومبیل در ارتباط هستند که به آن زبان جسم می گویند .

(5)هوش موسیقیایی- آهنگین : که توانایی تشخیص الگو های آهنگین و حساسیت به صدا های محیط اطراف مخصوصا صدای انسان و آلات موسیقی می باشد.

(6)هوش درونی :روی خود آگاهی و وجود فرد تمرکز دارد وبه عکس العمل ها روحی , کنترل عواطف , آگاهی معنوی و شعور همراه است و گاهی شامل توانایی دید وقایع از بعدی دیگر و نیز توانایی بیان افکار و احساسات فردی می شود که این را هوشیاری برتر می نامند و این هوش در فیلسوف ها , روانپزکان و روحانیون دیده می شود . این افراد قادر به کنترل احساساتشان می باشند و یا حس خوبی در مورد خودشان دارند و می دانند که در کدام گروه از طبقات اجتماعی قرار دارند و با اعتماد به نفس بالایی که دارند می دانند چگونه بین مردم مقبول جلوه کنند .

آنها می فهمند چه می خواهند و چه چیزی برایشان مهم است و بر 3 اصل پافشاری دارند 1- خود شناسی 2- شناخت آنچه می خواهند  3- شناخت آنچه برایشان مهم است.

(7)هوش ارتباطی: این هوش شامل توانایی برقراری ارتباط موثر و کار با دیگران می شود که گاهی شامل ((هم دردی ))

یا ((درک احساس ))  دیگران نیز می شود . توانایی درک و خواندن افکار دیگران یک وجه مهم هوش ارتباطی است که در مشاورین , مدیران , رهبران موفق دیده می شود .

این هوش که گاهی آن را هوش اجتماعی نیز می نامند شامل  چهار مورد است :

الف ) درک دیگران : شناخت و درک احساسات دیگران و در واقع یعنی دیدن دنیا از چشم دیگران که با جملاتی مثل ((میتوانم تصور کنم که چه احساسی دارید)) آنرا بروز می دهیم .

(ب) کفایت اجتماعی : این مهارت به برقراری ارتباط به فرهنگ های متفاوت و تحمل افرادی که از هر جهت با شما فرق دارند بسط می یابد و معمولا به کسی که کفایت اجتماعی دارد می گوئیم : او با هر کسی می تواند کنار بیاید یا واقعا دوست داشتنی است  .

(ج) درک ارتباط: که طریقه هوشمندانه یک ارتباط موفق را نشان می دهد به نحوی که رابطه به نفع شما باشد نه بر علیه شما واحساس ارزشمند بودن برای کسی مورد توجه شما است ایجاد کند

(د) چگونگی درک رابطه : که از طریق تطبیق دادن خود با دیگران یا تولید مفهوم همسانی که اغلب اوقات با جمله ((او با من جور است ))یا ((او مثل من است)) همراه است .

 (8)هوش عاطفی(EQ) : بزرگترین عاملی است که محدوده هوش را متاثر می کند EQ یا هوش عاطفی است که خیلی ها معتقدند EQ همان حس ششم است .

EQ شامل انواع هوش چند گانه می شود به خصوص هوش درونی و ارتباطی

ضریب هوشی EQ شامل مهارت های عمومی و قدرتهای عاطفی مورد نیاز برای زندگی بهتر بدون توجه به سطح تحصیلات و IQ می باشد و قابلیت ارتقا آن بسیار زیاد است .

این شاخه عبارت است از :

1- شناخت عواطف خود

2-کنترل عواطف خود

3- خود انگیزی (یعنی خود به خود به طرف هدف مورد نظرتان کشیده شوید )

4- کشف عواطف دیگران

5- کنترل ارتباطات به نحوی که پیام های بی  صدای اجتماعی را که نشان دهنده نیاز یا خواست دیگران است درک می کند

حال که جوانب مختلف هوش را شناسایی کردیم به علت شکست افراد با IQ بالا می پردازیم

علت شکست افراد با IQ بالا صرفا EQ پایین آنهاست

IQ بالا در کنار EQ به ما کمک می کند که رابطه به نفع ما باشد نه بر علیه ما و راه استفاده کردن از فرصت های انسانی که یک شاخصه هوش بالا است و می تواند عامل موفقیت در مقاطع مختلف زندگی شود را به شما نشان می دهد این راه متفاوت از راهی است که عموم مردم از آن استفاده می کنند چرا که اکثر نوابغ به طریقی با کمک EQ قوانین را نقص می کنند و راه هوشمندانه ای که احتیاج به تلاش کمتری دارد بر می گزینند ومشکلات خود را حل می کنند .

مشکلات برای شما به این دلیل مشکل هستند که ضمیر خود آگاه یا هوش استدلالی شما (IQ) برای آن راهی مستقیم و منطقی سراغ ندارند با این ترتیب مشکلات خود را به کمک EQ به ضمیر نا خود آگاه بی زبان , کودک صفت  وساده لوح بدون دخالت نیم کره چپ  منطقی و عقل ((کل )) مغز واگذار کنید آنگاه راه را یافته به اهداف مورد نظرتان خواهید رسید و این تنها روش بی دردسر است که خیلی از افراد موفق به کار می برند و در کار و زندگی موفق می گردند و ثروتهای مادی و معنوی و علمی جهان را به خود اختصاص می دهند .

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در شنبه 1389/03/08 و ساعت 12:48
چگونه برنامه ای برای رسیدن به پول ایجاد کنیم


 

چگونه برنامه ای برای رسیدن به پول ایجاد کنیم .

تصور کنید هنگام شب با ماشین خود از تهران به سمت شمال می خواهید حرکت کنید می دانید که لازم نیست نور چراغ ماشین از تهران تا شمال را روشن کند و هم اینکه 200 متر جلوتر را نشان می دهد کافی است و شما می توانید 200 متربه 200 متر راه خود را پیدا کنید و به مقصد برسید.

اکنون نخستین گام را بر دارید و رقم پول مورد نظرتان و زمان دست یابی به آن را مشخص کنید و خودتان را ببنید که پول مورد نظرتان را بدست آورده اید و به کمک این تصور برنامه ای عملی برای فراهم آوردن پول از طریق تبدیل میل خود به آن  ایجاد کنید و منتظر یک برنامه قطعی و صد در صد مشخص نباشید مترصد آن نباشید که بی درنگ به برنامه ای مشخص برای تبدیل میل خود به پول برسید به جای آن خود را صاحب آن پول ببنید و مطمئن باشید که ذهن نیمه هوشیار شما برنامه یا برنامه های مورد نیاز شما را طرحی خواهد کرد و به کمک حس ششم این برنامه ها به ذهن شما خطور خواهند کرد که حالتی الهام  بخش دارند و شما باید  با این الهام رفتاری احترام آمیز داشته باشید و آنرا بی درنگ به اجرا بگذارید و تا به شما ثابت نشده است که تصمیمتان اشتباه است از عزم خود منصرف نشوید و تردید را به خود راه ندهید,  و راه انسانهای موفق را بپذیرید و ادامه بدهید و خود را مانند آنها شبیه سازی کنید (در رفتار ,گفتار, لباس پوشیدن وراه رفتن ...) چرا که الگو سازی شرط لازم برای موفقیت است . اگر پولی را می خواهید در زندگیتان بدست آورید فقط کافی است کسی را پیدا کنید که زمانی آن پول را نداشته است و ببنید برای بدست آوردن آن چه کرده است پس شما هم همان مراحل را انجام دهید . اگر کاری را که مردان موفق انجام داده اند را انجام دهید در نهایت همان نتایج نصیبتان می شود و این معجزه نیست بلکه یک قانون است .  اگر می خواهید در صف برندگان قرار بگیرید همچون آنان قدم بردارید و هرگز از خود سوال نکنید چرا باید اینگونه رفتار کنم.

 از داستان مردان موفق الهام بگیرید  نام ساندرز که با ( جوجه سوخاری کنتاکی ) همراه است در جهان نامی آشنا ست . این مرد تا سن 65 سالگی مستمری بگیر اداره بیمه امریکا بود و آن چیزی که می توانست داشته باشد ماهانه 90 دلار بود و در این سن روش طبخ (جوجه سوخاری) که تا آن زمان کسی آن را نمی شناخت را به 1009 رستوران ارائه کرد و جواب ((نه)) شنید.

 او دو سال تمام از شهری به شهر دیگر می رفت , شب در اتومبیل قدیمی خود می خوابید و ... اما دیری نپایید که کار خود را بدون سرمایه اولیه شروع کرد و صاحب تعداد زیادی رستوران زنجیره ای در سراسر دنیا شد.

فراموش نکنید که در تهیه برنامه انباشت پول به استدلال اعتماد نکنید  چرا که ممکن است ذهن استدلالی شما تنبل باشد و اگر قرار باشد تنها به این استدلالها اعتماد کنید ممکن است شما را مایوس کند.

اکنون زمان آن رسیده است که بطور قطعی ذهن نیمه هوشیار خود را فریب بدهید و کاری کنید که باور کند می توان پول مورد نظر شما را بدست آورد و کاری کنید که گمان برید این پول پیشاپیش انتظار شما را می کشد و روزانه این تمرین را با چشمان بسته انجام بدهید ومطمئن باشید که آرزوهای کوچک شما دستاورد هایی بزرگ برایتان به ارمغان خواهد آورد .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در جمعه 1389/02/10 و ساعت 9:41
« چنان زندگي كن كه شكست ها هم حريفت نشوند »

 

« چنان زندگي كن كه شكست ها هم حريفت نشوند »

 

اگر روزي به در بسته اي رسيدي و يكصد كليد در دست داشتي انتظار نداشته باش كه همان كليد اول در را براي تو باز كند و پس از تست كردن كليد پنجاهم باز هم نااميد نشو .چرا كه شايد لازم باشد صبر كني و 99 كليد را تست كني و كليد صدم در را براي تو باز كند . پس شرط رسيدن به كليد اصلي تست كردن 99 كليد ديگر است و فراموش نكن كه به هدفت نخواهي رسيد اگر كليد صدم را نيازمايي به اين خاطر كه 99 كليد قبلي جواب نداده اند .

پس راز موفقيت از روي همين زمين خوردن ها و بلند شدن ها است كه كشف مي شود و تو جاده زندگي را با پي بردن به قدرت ها و توانايي هاي درون خويش و پشتكار و اعتماد به نفس و آزمون و خطا و استفاده از تجارب ديگران و مطالعه و برنامه ريزي و كشف قدمي كه بزرگترين  فاصله را با صرف كمترين هزينه و انرژي طي كني به سادگي خواهي پيمود .

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1388/07/23 و ساعت 8:53
« راز شاد زيستن »

 

« راز شاد زيستن »

 

حتما" داستان آن درويش پيري كه به اشتباه ملائك به جهنم فرستاده شد را شنيده اي .

پس از چند روز كه درويش در گفتگو و بحث با جهنميان بود داد شيطان در مي آيد و گويد : « جاسوس به جهنم فرستاده اند . »

همه از اعتراض شيطان شگفت زده شدند تا خدا ملائك را براي تحقيق به جهنم فرستاد و دريافت كه درويش فقط به مردم مي گويد :

« با چنان عشقي به زندگي نگاه كن كه جهنم هم براي تو بهشت شود و اگر بنا به تصادف و اشتباه به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت برگرداند . »

 

« چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد ! »

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در یکشنبه 1388/06/15 و ساعت 10:47
پول دستی ، وام ، قرض ...

 

« اصول وام دادن »

 

از آنجا كه هميشه مردم گرفتار به نزد صراف مي آيند ، لذا هيچ كس براي اندرزگويي شايسته تر از من نيست .

 

آيا داستان آن كشاورز نينوايي را شنيده اي كه مي توانست زبان حيوانات را بفهمد ؟ من اين داستان را برايت مي گويم تا بداني كه قرض گرفتن و قرض دادن ، چيزي بيش از اين است كه پول از دستي به دست ديگر منتقل شود .

اين كشاورز كه مي توانست آنچه را كه حيوانات به يكديگر مي گفتند ، بفهمد هر شب در مزرعه مي ماند تا به گفتگوي آنان گوش دهد . يك شب شنيد كه گاو نر او نزد الاغ از سختي كار خود شكوه مي كرد و مي گفت « من از صبح تا شب براي كشيدن گاو آهن و شخم زدن زمين زحمت مي كشم . هر چند كه هوا بسيار گرم و يا پاهايم خسته باشند و حتي اگر گردنم در زير يوغ ، زخم شود باز هم ناچارم كار كنم . اما تو را براي تفريح مي خواهند .روي تو پالاني رنگارنگ مي گذارند و كاري براي انجام دادن نداري به جز اينكه گاهي اربابت را از جايي به جاي ديگر ببري . و اگر او نخواهد به جايي برود تو نيز استراحت مي كني و تمام روز علف سبز مي خوري .»

الاغ ، علي رغم اينكه سمهاي خطرناكي داشت دوست خوبي بود و لذا با گاو همدردي كرد و گفت «دوست خوب من ، من مي دانم كه كار تو بسيار زياد است و مي خواهم كار تو را سبك كنم . بنابراين به تو مي گويم كه چگونه مي تواني يك روز استراحت كني . فردا صبح كه كارگر مي آيد تا تو را به خيش ببندد روي زمين دراز بكش و ناله كن تا او خيال كند كه بيماري و قادر به كار نيستي » 

گاو به نصيحت الاغ عمل كرد و روز بعد كارگر به كشاورز اطلاع داد كه گاو مريض است و قادر به كشيدن خيش نيست . كشاورز گفت «پس الاغ را به خيش ببنديد زيرا كه كار شخم زدن بايد به هر حال انجام شود . »

در تمام طول روز الاغ كه فقط قصد كمك به دوستش را داشت گرفتار و ناچار شد كه وظيفه گاو را انجام دهد . چون شب فرا رسيد الاغ را از خيش باز كردند در حالي كه دلش تنگ و پايش خسته و گردنش زخمي بود .

كشاورز در آغل پنهان شد و به گفتگوي آنان گوش داد . گاو گفت « تو دوست خوبي براي من هستي زيرا در اثر نصايح تو بود كه من توانستم يك روز استراحت كنم . »

الاغ پاسخ داد «و من مانند افراد ساده لوح و خوش قلبي هستم كه مي خواهند به دوستشان كمك كنند و سرانجام ناچار مي شوند كه تمام بار زحمات او را به دوش بكشند .

از اين به بعد تو خيش خودت را بكش ، زيرا كه شنيدم ارباب به نوكرش گفت كه اگر يك بار ديگر بيمار شدي كسي را به دنبال قصاب بفرستند . و من اميدوارم چنين كنند ، زيرا كه تو دوست بسيار تنبلي هستي . » پس از آن ديگر آن دو با هم سخن نگفتند و دوستيشان به پايان رسيد .

به نظر تو از اين داستان چه نتيجه اي مي توان گرفت ؟ »

حتما" مي گويي داستان خوبي بود اما متوجه نتيجه اخلاقي آن نمي شوم !

«من هم فكر نمي كردم كه متوجه بشوي .

اما آن پند اخلاقي ، بسيار ساده است : « اگر مي خواهي به دوستت كمك كني ، طوري اين كار را بكن كه دردسرها و زحمات او متوجه تو نشود . »

حال به تجارب زياد من در زمينه وام دادن به ديگران گوش كن :

«آيا صحيح است وامي را به كسي بدهيم كه بازپرداخت نداشته باشد ؟ آيا وام دهنده نبايد عاقل باشد و با دقت بسنجد كه آيا وام گيرنده مي خواهد وام را در راه صحيح به كار بيندازد يا خير ، و آيا آن وام پس داده مي شود يا نه ؟ ممكن است وام گيرنده نتواند به شكل صحيحي از پول استفاده كند و آن را تلف نمايد و در نتيجه نتواند بدهي خود را بپردازد . من صندوقچه اي دارم كه امانات و وثيقه هاي مردم را در آن نگاه مي دارم و هر يك از اين امانات ، داستاني دارند كه بد نيست بعضي از آنها را بداني . »

«به هر كس كه پولي وام مي دهم ، در مقابل چيزي را به رسم يادگار ،از او مي گيرم و در اين صندوقچه به صورت امانت نگه مي دارم و هر وقت كه وام خود را پس داد ، آن امانت را به او برمي گردانم . اما اگر وام را پس نداد ، آن امانت را به صورت يادبود در اين صندوقچه باقي مي ماند و هر وقت به آن نگاه مي كنم ، به خاطر مي آورم كه آن شخص از اعتماد من سوء استفاده كرده و پول مرا پس نداده است .

وقتي اين يادگاري ها را نگاه مي كنم ، مي بينم مطمئن ترين وامها را به كساني داده ام كه دارايي آنها بيش از مبلغ وام ارزش داشته است . اين اشخاص ، صاحب زمين ، جواهر و چيزهاي ديگري هستند كه در صورت لزوم ،مي توانند آنها را بفروشند و قرض خود را پس بدهند . بعضي از اين يادگاريها ، جواهراتي هستند كه بهاي آنها بيش از مبلغ وام است . بعضي از اين يادگاريها هم در واقع قولنامه هايي هستند كه چنانچه وام گيرنده ، وام خود را پس ندهد ، مي توانم براساس آن قولنامه ها ، ملك معيني را از او بگيرم . در مورد اين وام ها نيز اطمينان دارم كه مي توانم طلب خود را پس بگيرم ، زيرا اين وام ها داراي وثيقه ملكي هستند .

دسته ديگر از وام گيرندگان كساني هستند كه درگيري هاي بزرگ عاطفي دارند كه وام گيرندگان مطمئني نيستند .

دسته آخر ، كساني هستند كه نه دارايي و اموالي دارند و نه درآمد مطمئني . زندگي سخت است و هميشه كساني هستند كه نمي توانند خود را با آن سازگار كنند . حيف وامي كه من به اين اشخاص مي دهم ، ولو اينكه مبلغ آن از يك پشيز بيشتر نباشد . و اگر اشخاص معتبري كه من آنها را بشناسم ، اين وام گيرندگان را ضمانت نكنند ، اين صندوقچه امانات مرا سرزنش خواهد كرد . »

 فراموش نكن كه اندكي احتياط از بسياري پشيماني ها جلوگيري مي كند .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1388/05/20 و ساعت 13:25
خوب بودن هیچ هزینه ای ندارد

 

خوب بودن هيچ هزينه اي ندارد

 

اگر از شما بخواهم كه يك ليوان آب را براي چند ثانيه با فاصله از بدنتان نگه داريد شما به راحتي اين كار را خواهيد كرد اما اگر از شما بخواهم اين ليوان آب را براي چند دقيقه در دست خود نگه داريد چه اتفاقي خواهد افتاد ؟

بله ؟

حتما" دست شما خسته خواهد شد .

و اگر از شما بخواهم اين ليوان آب رابراي يك روز تمام در دست خود و با فاصله از بدنتان نگه داريد چه ؟

حتما" جواب مي دهيد كه دستمان به شدت درد مي گيرد يا فلج مي شود !

مشكلات و سختي هاي زندگي نيز به همين صورت است اگر از آنها عبور نكنيم و در آنها غوطه ور بمانيم هر چند اين مشكلات بسيار كوچك باشند اما در دراز مدت آنها ما را فلج خواهند كرد . پس يك پايان تلخ بهتر است از ماندن در تلخي ها است . از شكست خوردن نترسيد فقط شكست را بپذيريد و آن را تجربه اي براي برنامه ريزي آينده خود قرار دهيد و بلافاصله از سرزمين شكست ها خارج شويد . ماندن در سرزمين مشكلات و مبارزه با آنها به مثابه دويدن روي تردميل در عرصه زندگي است .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1388/05/15 و ساعت 9:47
بدون کار ثروتمند شوید

 

برده ها را دوباره استخدام کنید !

 

اون برده هایی که قول داده بودم به شما معرفی کنم توی جیب شما هستند فقط باید راه پول سازی از آنها را بلد باشید و بدانید که چگونه از پولتان و سود پولتان و سود سود پولتان بهره ببرید . خیلی بیشتر از آنکه فکر کنی ساده و آسان است . چطوری یه چوپان از گوسفندان و فرزندان گوسفندان و فرزندان فرزندان گوسفندان گله می سازه و بهره می بره و شیر می دوشه؟ به همین سادگی می شه با اولین سکه ای که توی جیبتان دارید و با وام دادن آن به دیگران سود ببرید و سود حاصل را مجددا وام بدهید و از سود پولتان و سود سود پولتان بهره ببرید. فقط لازم است بدانید که :

  1. مبلغ وام مهم نیست پس از کمترین پول جیبتان شروع کنید.
  2. هر سکه بهره خود را مانند برده کار میکند پس تمام سکه های موجودی خود را به کار گیرید.
  3. پول و فرزندان او و فرزندان فرزندان او را به خدمت در آورید.
  4. به پر کردن جیب خود عادت کنید و اندوخته خود را چند برابر کنید و سود سود پول خود را سرمایه گذاری کنید.
  5. تما تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید ٬ سرمایه گذاری را تفکیک کنید و به افراد مختلف و معتبر وام بدهید.
  6. از گنجینه خود محافظت کنید ٬ برای پرداخت وام وثیقه بگیرید (جواهرات٬ اموال منقول و غیر منقول٬چک معتبر٬ قرارداد حقوقی و تعهد آور و محکم به عنوان وثیقه بگیرید.)
  7.  مخارج خود را با بودجه بندی برای آینده تنظیم کنید.
  8. توانایی های خود را برای کسب در آمد بشتر از طریق مطالعه و مشاوره با متخصص همان زمینه افزایش دهید و بر عقل و دانایی خود بیفزایید .
  9. ارباب عاقلی برای پول های خود باشید و بدانید که انسانهایی که درگیری عاطفی دارند وام گیرندگان خوبی نیستند.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1387/11/10 و ساعت 22:35
از زباله ها طلا بسازید

 

 از زباله ها طلا بسازید

 

اگه دقت کرده باشید کشورهای پیشرفته سطل زباله ٬ سطل شیشه و سطل کاغذ جاگانه دارند که مواد قابل بازیافت را در سطل های جداگانه می ریزند . اما ما تو ایران این امکانات را نداریم ! روز کوه پاک که داشتیم کوه را زیبا سازی می کردیم قوطی های فلزی کنسرو٬ تن ماهی ٬ کمپوت ٬ شیشه دلستر ٬ پت های آب معدنی و نوشابه به وفور در طبیعت رها شده یافت می شدند. موافق هستید یه پله از کشور های توسعه یافته بریم جلو تر و یه طرحی را اجرا کنیم که دیگه حتی یه پت آب معدنی تو کوچه و خیابون پیدا نشه؟!

شرح من :

 یه شیشه دلستر را در نظر بگیرید که ما از فروشگاه به قیمت ۵۰۰ تومان خرید می کنیم و بعد از مصرف در طبیعت رها میشه مخصوصا ایران که سطل شیشه هم نداریم ٬ حالا اگر همین بطری دلستر را به قیمت ۶۰۰ تومان خرید کنیم و به ازای عودت دادن شیشه ۱۰۰تومان به ما بدهند باز هم در واقع ما دلستر را ۵۰۰ تومان خریدیم ولی با این تفاوت که دیگه کسی شیشه دلستر را تو طبیعت رها نمی کنه و اگر فرض را بر این بگیریم که باز هم افرادی ثروتمند هستند که حاضر نیستند شیشه را به فروشگاه برگردانند در این حالت یه شغل جدید پر درآمد درجامه ایجاد کردیم که نوعی انتقال سرمایه از ثروتمندان به قشر آسیب پذیر است . و افرادی خواهند بود که این شیشه ها را جمع آوری کرده و به فروشگاه تحویل بدهند و ۱۰۰ریال را دریافت کنند . البته باید قیمتی که فروشگاه بابت شیشه خالی پرداخت می کند از قیمت تولید آن کمتر باشد که کارخانه تولید کننده مبادرت به عرضه شیشه خالی به فروشگاه ها نکند و قیمت آن باید از ارزش ضایعاتی شیشه بیشتر باشد که انگیزه عودت شیشه خالی ایجاد گردد .

نمونه مشابه رامی توان برای کالا های دیگر مثل قوطی رب ٬ قوطی نوشابه ٬ پت آب معدنی و نوشابه و۰۰۰ نیز اجرا کرد.

مزایای طرح اینه که هزینه زیبا سازی شهر توسط شهر داری کاهش می یابد ٬ شهری زیبا و پاکیزه خواهیم داشت ٬ کالاهای قابل بازیافت با کمترین هزینه به مراکز بازیافت انتقال پیدا خواهند کرد ٬ شغل جدید ایجاد خواهد شد برای جمع آوری و ارسال قوطی ها و ... به فروشگاه ٬ انتقال ثروت از مرفحین به قشر کم بضاعت صورت خواهد گرفت ٬ درصد بازیافت کالا بالا خواهد رفت و درآمد سرانه را افزایش خواهد داد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در سه شنبه 1387/11/08 و ساعت 22:34
چگونه فروش خود را افزایش دهیم؟ ( یه خلاقیت فوق العاده )

 

چگونه فروش خود را افزایش دهیم ؟ « یه خلاقیت فوق العاده »

 

امروزه که در سطح دنیا بازار عرضه و تقاضا به صورت رقابتی عمل میکند و در این بازار تولیدکنندگانی که محصولات "با کیفیت بالا" ٬  "با دوام بالا" ٬ "با قیمت مناسب" و "جدید" تولید می کنند مجوز بقاء را اخذ کرده اند . ولی آیا این شرط کافی برای بقاء است ؟ نه ! این شرط لازم است . چرا که با پیشرفت تکنولوژی و علم اکثر شرکتها در سطح جهانی به این استاندارد ها دست یافته اند ولی در آستانه رکود و ورشکستگی قرار دارند و برای اینکه از این بازار عوت نشوند نیروی خلاقیت و کشف راهکارهای جدید در تولید و فروش و بازاریابی شرط کافی را برای ماندگاری و سود آوری شرکتها فراهم می کند . و امروز بر آن شدم که یک خلاقیت فوق العاده در زمینه فروش برای شما معرفی کنم .

کالا پس از تولید به انبار کارخانه می رود و با طی مراحل طولانی به مصرف کننده می رسد و هزینه های بازاریابی ٬ واسطه ٬ انبار داری برای بنک داران و عمده فروشان و بسیاری از هزینه های مشهود دیگر به دست خرده فروشان و آنگاه به مصرف کننده ها می رسد. و اگر تولید کننده ای با یک طرح خلاق هریک از این مراحل را حذف کند به یک دست آورد جدید در کسب سود بیشتر نسبت به دیگر عرضه کننده گان کالا خواهد رسید .

 طرح من این است  :
فروشگاه های بزرگ می تواند با سیستم حسابداری یا سیتم فروش «آن لاین» به صورت اینترنتی که هچ هزینه ای هم ندارد فروش خود را به اطلاع کارخانه های تولید کننده برسانند و طی قرارداد هایی با تولید کننده گان آنها را موظف به تامین روزانه فروش خود کنند و به محض فروش کالا از فروشگاه شرکت تولید کننده موجودی فروشگاه را تامین کند این شیوه هزینه های انبار داری را کاهش می دهد. و برای شهر های بزرگ و فرشگاه های بزرگ این هزینه ها که شامل خرید یک فضا برای انبار و وسیله برای حمل کالا از انبار به فروشگاه و کارمندان انبار و حسابداری و انبار داری است مبلغ قابل توجهی خواهد بود .و این کاهش هزینه همان سود مازاد طرح ماست .(البته مخفی نماند که فرشگاه باید فضای کافی برای محصولات مورد فروش یک روز خود را داشته باشد)

در حالت های دیگر هم این طرح کاربرد دارد مثلا کارخانه تولید کننده دستگاه هایی را در منازل مصرف کنندگان یا خرده فروشان قرار دهد و مصرف کننده به مجرد مصرف کالا کاهش موجودی خود را به اطلاع عرضه کننده برساند و تولید کننده کالا به صورت روزانه این نیاز ها را برای مصرف کننده تامین نماید و....

 

                                                                                رضا عسگری ساری

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در یکشنبه 1387/11/06 و ساعت 21:43
باز ایستید و بدانید که من خدا هستم

 

باز ایستید و بدانید که من خدا هستم

 

 تو قسمت نظریات خصوصی پستهای مختلف این وب توسط خوانندگان این سوال  بارها تکرار شده :

(آیا واقعا می شه؟ آیا این کار امکان پذیره؟ و  و  و)

چون میخواهم به همه سوال ها که در مورد موضوعات مختلف مطرح شده یه جواب قانع کننده بگم مجبورم اول یه مقدمه از من کیستم و تو کیستی بنویسم و بعد به همه سوالها پاسخ بدهم.

از روز ازل خدا یه کنجی مخفی بود و دوست داشت چشمی ببیندش ٬ دلی بشناسدش و قرعه فال به نام من دیوانه زدند. او ایده آلی آفرید تا «ایده»هایش را محقق کند و داستان زیبای خلقت من با این جمله معرف «فتبار ک الله احسن الخلقین» شروع شد . خدا خودش لذت برد از این خلقت که آفرین بر پروردگار که بهترین خلق کننده هاست و از روح خودش در این شاهکار خلقت دمید « نفخه فیه من روحی» و  جانشین خود در کره زمین قرار داد «انی جاعل فی الارض خلیفه» و خطاب کرد ای شاهکار همه چیز را برای تو آفریدم «خلقت الشیاء لاجلک» و کل کائنات را به تسخیرم درآورد «و سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض» هر آنچه در آسمان و زمین هست همه و همه ٬ آنگاه فرمود : بنده من مرا اطاعت کن تا تو را همانند خویش گردانم . من به چیری چون گویم موجود باش ٬ وجود پیدا می کند و تو نیز اگر بگویی باش ٬ خواهد بود «عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا اقول للشیء کن فیکون انت تقول کن فیکون» و این شاهکار شد نماینده و امانتدار خدا در زمین امانتی که نه کوه و نه آسمان و نه زمین هیچکدام نتوانستند آنرا بپذیرند و این امانت قدرت اختیار و تغییر و تحول و پیشرفت بود «انا عرضنا الامانه علی السماوات والارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان» اختیاری که به موجب آن "میروی و می رسی" ٬ "می خواهی و می شوی" ٬ "اراده می کنی و خلق می کنی" .

این بود یه مقدمه کوتاه برای اینکه مستدل و راحت به همه سوالها یه جواب بدم وبگم آری ٬ می شود ! هر آنچه در ذهن بشر بگنجد در عالم امکان میتواند ضهور پیدا کند چرا که خداوند خودش فرموده به محض اینکه اشاره کنی موجد باش بلافاصله به وجود خواهد آمد اما به یک شرط که خودت را بشناسی «من عرف نفسه ٬ فقد عرفه ربه» کسی که خودش را بشناسد خدا را شناخته است این یعنی (خود=خدا) یعنی هر انسانی یک خدا ست . البته تا نروی نمی رسی تو باید حرکت را از خودت آغاز کنی زیرا خداوند در هیچ کسی تغییری ایجاد نمی کند  «انالله لا یغیرو بقوم الا یغیرو به انفسهم» و فقط همانی را برای تو تقدیر می کند تو که تدبیر کرده ای «العبد یدبر والله یقدر» . 

 دانشمندان معتقدند که یک انسان در حالت عادی از ۱۰٪ نیروها و استعداد های خود استفاده می کند پس باید درون خودرا بشناسید و با بخش عظیم قدرت درون خود آشنا بشوید آنگاه در خواهید یافت که "محال در فرهنگ دیوانگان می گنجد" ٬ "در تقابل تخیل و تعقل ٬ تخیل پیروز است" ٬ "باطل ٫ باطل است" و "هیچ کاری نشد ندارد" . آری می شود .

                                                                                خدایی از خدایان

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در شنبه 1387/11/05 و ساعت 19:44
یه خلاقیت فوق العاده

 

یه خلاقیت فوق العاده

 

چندتا طرح دارم که می تونه اقتصاد جهان را از رکود نجات بده . یه اشاره می کنم و بعدا شرح تفصلی آنرا ارائه خواهم کرد .

چون می خواهیم اقتصاد را از رکود نجات بدهیم باید بازار عرضه وتقاضا هر دو فعال باشند ومردم از صرفه جوییی زیاد و پس انداز و ذخیره سازی پول وثروت خوداری کنند پس منتظر باشید تا بگم چه جوری این کارها را باید در سطح بین المللی انجام بدهیم .

در ضمن نقش جمیت هم بی تاثیر نیست البته به صورت دوگانه یعنی افزایش جمعیت خانوارهای ثروتمند و کاهش جمعیت خانواده های دهک های ضعیف اقتصادی ٬ که این فرهنگ را باید آموزش بدهیم.

یه طرح کار عمومی هم می تونیم به صورت پیشنهاد به این مجموعه اضافه کنیم . این کار می تونه عام المنفعه و پاره وقت باشه که افزایش درآمد ناشی از اون باعث افزایش مخراج مردم بشه و تقاضا را برای کالاها بالا ببره و این یه تقاضای موثر خواهد بود و روند رکود اقتصادی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

می دونی چرا این فرهنگ دوگانه به ما کمک می کنه؟جدی چرا فکر اساسی به ذهن دانشمندای امروز خطور نمی کنه؟ چه خبر تو دنیا؟ واقعا خطور نمی کنه یا اجرا نمی شه؟ شما فکر نمی کنید اقتصاد داره اینجور کنترل می شه؟ فکر نمی کنید خیلی راحت تر از این حرفا میشه از بحران خارج شد؟ نظرتون چیه؟

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط رضا عسگری ساری در پنجشنبه 1387/11/03 و ساعت 21:26